میراث ارتش سایه ها برای ما | تحلیل و نقد فیلم Army of Shadows

نقد فیلم ارتش سایه ها

مواردی که در فیلم Army of Shadows مورد بررسی قرار می دهیم :

  • گفتاری کوتاه درباره صاحب اثر ژان پیر ملوین
  • بررسی موارد نهفته در عنوان فیلم ارتش سایه ها
  • مروری بر خلاصه داستان و روایت سکانس های فیلم
  • نقد و بررسی درون مایه و مضامین ارتش سایه ها
  • درس های گروه مقاومت گاربیر برای مخاطب اثر
  • مشاهده تریلر فیلم Army of Shadows 1969 (در انتهای مقاله)
  • ثبت کامنت و مشاهده نظرات سایر مخاطبین (در انتهای مقاله) 

    خدمات ویدیو تبلیغاتی


    ژان پیر ملویل صاحب اثر

    بخش زیادی از جریان موج نو در تاریخ سینما، بدهکار عظمت فکر ژان پیر ملویل است. بازیگری در نقش نویسنده، در فیلم «از نفس افتاده» اثر «ژان لوک گدار»؛ اثری مهم و الهام بخش در شکل گیری جریان موج نو و رواج آن در بقیه نقاط جهان. می دانیم که ملویل در جنگ جهانی دوم حضور داشته و همین نقطه قوتی برای وی از جهت نمایش سینمای مقاومت و جنگ و نیز تصویرپردازی جنایت و رنج و «سکوت» در وضعیت های بحرانی زندگی بشر بوده است. ژان پیر ملویل در کارنامه ی خود آثار ارزشمند دارند که هر کدام به صورت جداگانه شایسته ی نقد محتوایی و تکنیکال و فرمیک هستند. از جمله: ارتش سایه ها، دایره سرخ، کلاه، سامورایی، باب قمارباز، نفس دوباره و کودکان وحشتناک.

    در اینجا به علت محدودیت، تمرکز سخن، روی اثر ارتش سایه های ملوین می باشد. ابتدا کمی از عنوان آن می گوییم سپس به سراغ داستان ارتش سایه ها و نیز تحلیل سکانس های مهمی که حکم یک ارث سینمایی را برای ما دارند.

    فیلم ارتش سایه ها ساخته ژان پیر ملویل

    نقد و تحلیل Army of Shadows
    درباره عنوان فیلم ارتش سایه ها

    عنوان ارتش، برای فیلم نوعی اغراق و بزرگ نمایی به نظر می آید. آیا ژان پیر ملویل خواسته بگوید که مردمانی که قصد مقاومت در برابر نازی ها را داشتن، در حد یک ارتش منسجم عمل می کردند یا خود به اندازه ی یک ارتش بوده اند؟ شجاعت یک ارتش را دارند؟ اگر آری پس چرا در سایه؟ لشکر قوی برای ظهور و بروز لازم است که از سایه به نور بیاید و دشمن- نازی ها- را تهدید کند. به چالش بکشد و پیامی قاطع و نترس بدهد. سرنوشت نهایی بازیگران اصلی فیلم می گوید در حد یک ارتش نبودند البته این سخن چیزی از اهمیت کارشان کم نمی کند. جنگیدن در سایه نه یک انتخاب، بلکه اجبار و ضرورت شرایط است. با حریف قوی پنجه و رژه سربازانی که در تیتراژ ارتش سایه ها هم می بینیم، نباید شوخی کرد چون حکم تیرباران و تحقیر تاریخی دارد.

    از این رو، در سایه بودن یک تاکتیک است برای تحقق یک استراتژی. یا ظاهرا چنین است یا واقعا ملوین کارگردان فیلم ارتش سایه ها قصد داشته با عنوان فیلم همین را بگوید. البته روشن است که آدمی همیشه متحد و هم پیمانان خود را قوی تر و بزرگ تر از دشمن خود تصور و ارزیابی می کند. این کار تا حدی سبب قوت قلب به سربازان می شود و نوعی نمایش قدرت هم در خود دارد. قدرت فقط نه در عمل، در سطح کلمات هم نمود و بازتاب دارد. خلاصه اینکه مقاومت در برابر قدرت همیشه وجود دارد، فقط کم و زیاد دارد و همیشه صورت یک ارتش به خود نمی گیرد. فیلم ارتش سایه ها، خود در حکم مقاومتی است در برابر قدرت روایت های تحریف شده از تاریخ یک ملت و به روایت سینماگری که جنگ را زیسته است.

    تحلیل فیلم ارتش سایه ها

    بررسی و نقد فیلم ارتش سایه ها
    خلاصه داستان فیلم

    با این همه و به طور خلاصه، داستان فیلم ارتش سایه ها اثر ژان پیر ملویل در باب چیست؟ آلمان نازی، فرانسه را اشغال کرده است و در حال سروری تحقیرآمیز بر مردمان فرانسه است. فضای خفقان و سرکوب و کنترل و نظارت به شدت در کشور حاکم است و نازی ها به راحتی آب خوردن آدم را به اردوگاه کار اجباری می فرستند. خبرچین ها همه جا هستند و نمی توان به کسی اعتماد کرد. صدای مخالف و مردمی از طرف «ژنرال دوگل» بر علیه «پتن»-حاکم دولت ویشی که با نازی ها همدستی می کرد- برخاسته، که مشکوک به نظر می رسد. در چنین اوضاع و احوالی، فیلیپ گاربیر(گاربیه)، مهندس برق، رهبری نیروهای مقاومت را بر عهده دارد. طراح مهاری است. گاربیر تنها نیست و افرادی باهوش و زیرک، با او- لینو ونتورا- بر علیه نازی ها کار می کنند.

    نیرو های گاربیر، نیروهای خاموش و ظاهرا بی هویت اند که خیلی کم حرف می زنند و بیشتر همچون شبح عمل می کنند. آنها به ارزش و آرمانی که برادری و برابری در وطن خود و به حاکمیت مردمان خود، نام دارد اعتقادی سفت و سخت دارند و حاضرند در راه رسیدن به آرمان بزرگ خود، از منافع شخصی بگذرند. زندانی کردن آنان کار سختی است چون همیشه برای فرار نقشه دارند و از قبل آماده اند. آنان نسبت به وظیفه و راه خود، خودآگاهی تاریخی دارند و می دانند در جنگ – جهانی دوم- هستند و قوانین جنگ با شرایط غیرجنگی از اساس فرق دارد.

    تحلیل و نقد فیلم سینمایی Army of Shadows 1969

    بررسی داستان فیلم Army of Shadows

    از این رو، سهل انگاری و خیانت و رمانتیک سازی از جنگ را شدیدا محکوم می کنند و چه در سایه و چه در نور، در قامت یک ارتش در حال مبارزه اند و به خود ایمان دارند؛ ایمانی که فیلم Army of Shadows نشان می دهد بی نقص نیست و متوجه می شویم خلا دارد چون متکی به سوژه ی دوپا است که ممکن است خطا کند و چنین هم می کند. لوک جاردی و ماتیلد (سیمون سینیوره) و ژان فرانسوا از دوستان نزدیک او هستند. احتمالا تا الان متوجه شدیم که شکل روایت تاریخی فیلم ارتش سایه ها، تراژدی است. قصه ی یک ملت غمگین و در بند است و انسان های که ذلت و حقارت نمی پذیرند و قصد دارند جلوی شر بایستد با کمترین امکانات و تا جای که واقعا می توانند.

    خلاصه داستان فیلم ارتش سایه ها

    تحلیل سکانس های فیلم ارتش سایه ها
    Army of Shadows

    درباره ی کار و عمل درست در سکوت و سایه: در سکانسی که آرایشگر- متحد- موهای گاربیر را اصلاح می کند و نهایتا کتی به رنگ دیگری به او می دهد. بسیاری مشتاقند حتما سرتیتر اخبار باشند و جلوی دید همگان. گویا وجود را با دیده شدن مساوی می دانند و آنانی که در سکوت و سایه کار می کنند اساسا در نظرشان وجود خارجی ندارند و مرده اند. یعنی آرایشگری که در – و با – سکوت مقاومتی می کند و کاری در حد یک کت انجام می دهد، فرد را لو نمی دهد و خبرچینی هم نمی کند. تماما این موارد کار و وجود داشتن تعبیر نمی شود بلکه جلوی دوربین و رسانه ای شدن فعالیتی، نشان از وجود دارد و اثرگذاری. بسیاری کار می کند و اثر می گذارند و می میرند و در رسانه ها هم ظاهر نمی شوند. بعدها آیندگان آنان را کشف می کنند.

    امروزه گمنامی یعنی مرگ و چنان که پیداست و می شنویم نشانه ی ضعف است و احتمالا می دانید خیل عظیمی در صف شهرت اند و اشتها، برای جلوی نور رفتن و نه در سایه زیستن، مدام بیشتر و بیشتر می شود. امروز مشهور شدی، فردا را چه می کنی با این جماعت در صف و در نوبت؟ کار کردن در سکوت و سایه، مخصوص هر آدمی نیست و خلایق ظاهرا جلوه و ژست گرفتن و نمایش را دوست دارند و حاضر نیستند به هرقیمتی از آن بگذرند.

    تحلیل سکانس های فیلم ارتش سایه ها

    نقد درون مایه ارتش سایه ها
    Army of Shadows

    می دانیم که اثر ملویل از روی رمانی از جوزف کسل ساخته شده و نگاهی به تاریخ فرانسه در زمان جنگ جهانی دوم داشته است. تاریخ آن دوران با وجود اسنادی که هست تحریف شده به نظر می رسد و هنوز اطلاع دقیق و کاملی از چگونگی اعمال نازی ها- در فرانسه و سایر نقاط اروپا- و سایر شرکت کنندگان در جنگی جهانی را در دست نداریم. منظور اینکه ارتش سایه های ملویل ادای دینی هنری به مردمانی در سایه است و مقاومت حرفه ای. منظور اینکه اسناد و آثار مورخ برجسته معاصر یعنی گراور فور (Grover Furr) احتمالا این قابلیت را دارد که مایه ای فراهم کند در جهت روایتی سینمایی- مستند- از زندگی مردمان شوروی بعد از مرگ «استالین» و آنچه در مورد جنگ جهانی ساختند و نوشتند و هنوز هم منتشر می کنند.

    بنظر می رسد آثاری که « Grove Furr » اکنون منتشر کرده است در حکم کاریست در سایه و برای طالب خودش. این پرسشی معقول و بجایی است که حقیقت کدام است و دروغ کدام و در بین قدرت های بزرگ در جنگ جهانی واقعا چه گذشته و کدام تفسیر به حقیقت نزدیکتر و کامل تر است؟ «نقد گذشته، به معنای کشف راه درست آینده است».

    رمزگشایی فیلم ارتش سایه ها

    بررسی مضمون و درون مایه فیلم
    ارتش سایه ها محصول 1969

    در صحنه ای که گاربیر از ماتیلدا می خواهد عکس دخترش را پنهان کند و در جلوی دید نباشد نکته ای هست: اعضای گروه مقاومت برای آینده ی همان دختر ماتیلدا با دشمنانش می جنگند چون نمی خواهند دختر در جنگ باشد زمانی که عقل و فهم اش به بلوغ رسید و خبردار شد در وطن چه خبر است یا چه خبر بوده است. گاربیر جهان حس و عاطفه را می فهمد ولی آنان با موجودات عجیبی در کشور خود روبرو اند که احساس نمی فهمند و آنرا می خواهند از ریشه بخشکانند. کاری که می خواهد ماتیلدا انجام دهد خوشایند نیست و برخلاف طبع مادری است ولی مصلحت کار تعیین می کند که لوازم زندگی در سایه را رعایت کنندوگرنه مرگ به آنها سلام می کند به بدترین شیوه.

    در فیلم نوشته ای وجود دارد: گاربیر در سال 1944 دیگر فرار نکرد». او قبلا فرار موفقیت آمیز داشته ولی چرا دیگر فرار نمی کند؟ آیا میداند جنگ به اتمام می رسد؟ یا دیگر توان جنگیدن ندارد و «از نفس افتاده»؟ آیا آیا رهبر ارتش در سایه و برعلیه نازی ها نهایتا به اینجا میرسد که فرار نکند و نجنگند؟ یا قصد دارد به زندان برود و بسیاری را درون زندان نجات دهد؟ فرار کردن همیشه نشانه ی ضعف نیست و ایستادن ب هرقیمتی و تحت هر شرایطی معنی شهامت نمی دهد چه در جنگ چه در صلح. ترسو و بزدل، اتهامی تحقیرآمیز است ولی نه همیشه و نه برای همه کس. گاربیر قبلا فرار کرده و می تواند بازهم فرار کند ولی با قبول درستی عنوان فیلم ارتش سایه ها ملویل، گاربیر ارتش نیست و مقاومت در برابر قدرت، لوازم و امکان می خواهد و نباید دون کیشوت بود.

    تحلیل و نقد فیلم Army of Shadows

    درس های گروه مقاومت گاربیر 
    نقد و بررسی فیلم ارتش سایه ها

    پیرو سکانسی که سیگارها بین زندانیان تقسیم می شود و صحنه ای که ماتیلدا در رستوران است و ظاهرا تحت پیگیری: مرگ در یک قدمی است وقتی که نظم موجود را نپذیری. زندگی پرنبض می زند همچون سیگار آن زندانی که پشت گوش انداخت و می دانست می میرد ولی به این امید که فردا زنده باشد و بتواند پوکی به آن بزند و غم ملت اش را دود کند! «لوئیس بونوئل» در کتاب خاطرات خود، «با آخرین نفس هایم» می گوید که همیشه سیگار کشیدن برای ام حکم یک آیینی داشته که باید دوستانه برگزارش کنم چه زمان شادی چه در موقع غم. تحلیلی سینمایی و جذاب از سیگار و معانی آن در کتاب خود عرضه می کند که صرفا معنی یک عادت یا پز روشنفکرانه نمی دهد و به فراتر می رود.

    وقتی گاربیر را لو می دهند و زندانی می شود، برادری رنگ می بازد و خیانت می تازد. چرا یک جوان هم وطن خود را لو می دهد؟ در قضاوت عجله نکنیم و به یاد بیاوریم در زمان مدرسه همکلاسی خود را به خاطر نمره ی مثبت- نه سربلندی یک ملت- گزارش می دادیم. میل عظیم در وجود ماست که از دیگری جلو بزنیم حتی با یک نمره یا با مقداری پول بیشتر در جیب و ماشینی لوکس تر. در لنز نگاه گاربیر- ها- بدهی در مقام خیانت، باید پس داده شود در قامت گلوله و دیر یا زود. و نکته ای دیگر اینکه، قول ها و تعهداتی می دهیم خارج از توان مان و موقعی که از پس آزمونی سخت و واقعی در زندگی بر نمی آییم طبیعی است از ناحیه ی دوست به خیانت متهم شویم و نظرش را در باب ما به کل تغییر دهد.

    ژست بزرگان گرفتن آسان بود ولی بزرگانه زیستن سخت.

    jpgdg , krn tdgl hvja shdi ih Chk \dv lg,dk

    جمع بندی و سخن پایانی 

    در پایان سرنوشت گروه گاربیر چه شد؟ هرکس به روایتی جگرسوز به سمت مرگ رفت اما از آنها رد و نشانی به قلم-دوربین ملویل باقی است و بامعنی. در سنت شرقی می گویند«سرباز بد نداریم ژنرال بد داریم». رهبر یک گروه چه تاثیری در سرانجام هم تیمی های خود داشت؟ آیا او بیش از بقیه مقصر بود و تسامحا رهبری بد برای هم تیمی هایش در وقت مقاومت بود؟ نوک انتقاد در زمان شکست یا پیروزی همواره به سمت سرگروه است و کل اعضا را در وجود او خلاصه شده می بینند.

    کشتن ماتیلدا و عدم فرار گاربیر و پایان نیروی- ارتشی یا لشکری- در سایه، شاید این پیغام جدی را برای اهل مقاومت، در خود داشته باشد: بهتر است جلوی نور و در وقت بزنگاه بجنگید. حریف را- هرچند کوچک- دستکم نگیرید و نسبت به ضعف ارتش خود- در میدان مقاومت- هوشیار باشید چون «قدرت داشتن یعنی زنده ماندن و ضعیف بودن یعنی نزدیک مرگ بودن».

     

    فرمان رستمی نویسنده نقد
    فرمان رستمی

    تریلر و تیزر تبلیغاتی فیلم Army of Shadows 1969

     


    امیدواریم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه
    حتما در قسمت دیدگاه ، نظرات خودتون رو برای ما و مخاطبای ما کامنت کنید 

    همچنین می تونید این مطلب رو از طریق سرویس های اشتراک زیر برای دوستان خود ارسال کنید

     

    5/5 - (2 امتیاز)

    3 دیدگاه

    • دایره سرخ گفت:

      کجاست اون سینمای ناب و همه چی تمام فرانسه
      کجان ونتورا ها
      کجان ملوین ها
      دقیقا امروز 15 شهریور 1400 وقتی خبر مرگ ژان-پل بلموندو رو شنیدم قلبم به درد آمد
      ما زنده ایم با آثار گذشتگان

      • فرمان رستمی گفت:

        بسیار عالی.👍🌹
        «ما زنده ایم با آثار گذشتگان».
        بااحترام و آرزوی سربلندی

    • کجاست اون سینمای ناب فرانسه
      کجاست ملویل

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

    سیزده + 4 =

    WeCreativez WhatsApp Support
    پاسخگوی آنلاین استودیو کاتشو
    سلام چطور می تونم کمکتون کنم؟