ثروت میزبان، مذهب و فراموش شدگان | تحلیل فیلم ملک الموت بونوئل

فیلم ملک الموت بونوئل

مواردی که در فیلم ملک الموت مورد بررسی قرار می دهیم :

  • مختصری در مورد لنز فکری کارگردان اثر
  • رمزگشایی از عنوان فیلم لوئیس بونوئل
  • نگاهی به جایگاه مذهب و ثروت در ملک الموت
  • نقد درون مایه و محتوای فیلم
  • مشاهده تریلر فیلم The Exterminating Angel 1962 (در انتهای مقاله)
  • ثبت کامنت و مشاهده نظرات سایر مخاطبین (در انتهای مقاله) 

خدمات ویدیو تبلیغاتی


لنز فکری کارگردان اثر
لوئیز بونوئل

قبل از پرداخت به فیلم ملک الموت باید سراغ صاحب اثر برویم. بیش از بقیه و از میان بزرگان فکری جهان، دو نفر همواره در پشت صحنه ی افکار لوئیس بونوئل قرار دارند: اول کارل مارکس و بعد زیگموند فروید. تماشاگر مجهز به اندیشه مارکس و فروید، سینمای بونوئلی را بهتر و عمیق فهم می کند و لذت بیشتری می برد. ارزش تاریخی هر اثری، بسته به مکان و زمانی است که صاحب اثر در آن زیسته. اقتضای زندگی در جای که -به قول خود کارگردان- به مانند «قرون وسطا» است، «نان» نیست، کار نیست و آنچه که از «آزادی» هست تنها یک «شبح» و فریب است: انفعال و سکوت جایز نیست. سینما در قبال چنین وضعی بی طرف نیست و وظیفه دارد. در همین رابطه و مشخصا:

 آثار بونوئل در زمان تبعیدش بر علیه فرانکو، تضاد طبقاتی و خشونت بار موجود در اسپانیا است. منظور اینکه اقتضای شرایط و ضرورت تبعید و مقاومت، رنگ و بوی خاصی از جنس افکار و ایده مارکس  به دوربین بونوئل داده است. وقتی سرکوب میل وجود دارد نمی توان به فروید بی اعتنایی کرد و سورئالیسم را در این راه به خدمت نگرفت. برای بونوئل سورئالیسم پلتفرمی است که سرکوب و انجماد و سانسور قرون وسطایی جامعه ی خود را به یاری فروید بیان کند. آرزوهای سرکوب شده سر از رویا در می آورند و میل به تحقق دارند. جامعه قانون تعیین می کند و میل نمی پذیرد و مقاومت در سینما و غیر از آن شکل می گیرد: یا واقعا چنین است یا چنین به نظر می رسد

ملک الموت بونوئل

تحلیل فیلم ملک الموت
The Exterminating Angel

وجود آزادی نباید همچو شبح باشد. علاوه براین، دوستی با «لورکا» و «سالو ادور دالی»- در سگ اندلسی- برای درک جهان بونوئل واجد اهمیت است. منظور اینکه گرفتار در چنگال سرنوشت، پناه به رویا و کنکاش در ناخودآگاه سیاسی و تصویر کردن شعری لورکایی در سینما، تماما نسبتی دارد به مکان و زمانی که کارگردان در آن زیسته. تمسخر و تحقیر و حمله به کلیسای که خود در آن بزرگ شده بود، جهان واقعی کارگردانی است که برای تحلیل گر باید مهم باشد.

تحلیل فیلم ملک الموت که در ادامه می آید این مقدمه ی فشرده را ایجاب می کرد. داستان افرادی که به مهمانی می روند ولی نمی توانند از آن خارج شوند. افرادی که گیر افتاده اند ولی نمی دانند چرا و چطور باید از وضعیتی که جمعی است، خارج شوند: روایت فیلم The Exterminating Angel چنین است. کمی پیرامون  دو خط بالا، آگاهانه مکثی می کنیم و بعد به خط اصلی داستان و جزییات آن باز خواهیم گشت.

نقد فیلم ملک الموت بونوئل

نقد فیلم ملک الموت
The Exterminating Angel

از میان متفکران یونان باستان، سقراط می گفت: اگر مردم بفهمند خوبی و فضیلت چیست، به سمت اش می روند. یعنی جهل مانع حرکت به سمت عمل نیک است. ارسطو گفت: نه! به همین سادگی نیست. بسیاری جهل ندارند و خوب می دانند که نیکی چیست ولی دنبال آن نمی روند. مسئله اینجاست که اراده نمی کنند به طرف خوبی و فضیلت گام بردارند. بدین ترتیب، ارسطو مفهوم اراده را وارد تز سقراط کرد. پس حقیقتی در نقد ارسطو به سقراط موجود است و ایشان بیهوده کاغذ سیاه نکرده. علاوه براین، شاید در اراده نکردن و تصمیم نگرفتن، نفعی- مادی یا معنوی- می بریم ازین رو، ترجیح می دهیم انکار کنیم و طفره برویم تا هیچوقت آنچه را که باید، عملی نکنیم.

از نگاهی دیگر: اراده نکردن و تصمیم نگرفتن و انتخاب نکردن خود نوعی کنش و عمل و اراده است به شکلی منفی و انفعالی البته. این حکمت عامیانه را هم باید در نظر داشت که: تنبل بخواهد کاری را انجام ندهد هزار و یک تز و تئوری درجا صادر می کند! طرزفکر رایج با این مضمون: خواستن، توانستن است، ایرادت ظریفی دارد. این نکته و نکته بعدی در فهم و تفسیر فیلم ملک الموت به کار می آید.

اما «لوث مسئولیت» چیست و حضور تماشاگران در رویدادی چالشی چه تاثیری روی مسئولیت آنها می گذارد؟ تحقیقات اهل بخیه نشان داده که وقتی تعدادی افراد باهم در یک جا حادثه ای را می بینند، به یکدیگر نگاه می کنند تا اینکه جلوی عواقب بیشتر حادثه را بگیرند. به این رفتار به زبان خیلی ساده می گویند «پخش شدن مسئولیت و لوث آن». تمایل به انفعال در حضور دیگران در رابطه با رویدادی آسیب زننده.

تحلیل فیلم ملک الموت بونوئل

بررسی و تحلیل داستان فیلم
ملک الموت بونوئل

شاید آنچه تاکنون به عنوان مقدمه ی بحث برای ورود به فیلم The Exterminating Angel اثر لوئیس بونوئل  بیان شد،کافی نباشد ولی گفتن اش در همین حد لازم بود چون فیلم ملک الموت لوئیس بونوئل، اساسا فیلم ساده ای نیست و ایده فیلم ملک الموت سرشار از حس زیبایی شناسانه، مضمون فلسفی، تاریخی و درک روانی-اجتماعی است. منظور اینکه ایده های فیلم بونوئل مثل پیاز چندلایه اند و درهم اند.

اما داستان فیلم ملک الموت ، به طور خلاصه، درباره ی چه بود؟چندین نفر دوست و آشنا به یک مهمانی دعوت می شوند اما مهمانان بعد از صرف شام و خوش و بش بایکدیگر، توان خارج شدن از خانه ی میزبان را ندارند. صاحب مهمانی- ادموندو نوبیله- فرد ثروتمندی است و هر کدام افرادی که به مهمانی دعوت شده اند، صاحب جایگاه هستند یعنی در قد و قواره ی میزبان اند و هرکسی دعوت نشده. خدمتکارانی هم طبعا وجود دارند که به مهمانان سرویس بدهند اما نکته ی محوری فیلم نامه همان بود که در ابتدا اشاره کردیم: جماعتی وارد خانه ای می شوند ولی نمی توانند بیرون بروند. چرا؟ در ملک الموت، مشخص است که موقعیت خانه ی ادموندو نوبیله در فیلم ملک الموت در «خیابان مشیت الهی» است.

ظاهرا مشیت الهی اجازه نمی دهد بیرون بروند و یا بیرون رفتن را به مصلحت نمی دانند. آیا مالکیت و ثروت و طبقه ی حاکم(طبقه نوبیله) در حکم مذهبی عمل می کند که اجازه بیرون رفتن از آن وجود ندارد؟ آیا سرمایه داری مذهبی اسرار­آمیز و مدرن است که بیرون رفتن از آن نیازمند حکم الهی است؟خدمتکاران برای ورود به این طبقه تا کی باید کار کنند و چقدر باید جان بکنند تا به شان و احترامی درخور مهمانان نوبیله برسند؟ آیا تغییر «سرنوشت» آنان نیازمند مشیت الهی است و طبقه خدمتکاران، در خانه تاریخ برای همیشه طلسم شده اند؟ «هیجدهم برومر» دیگری لازم است؟

فیلم The Exterminating Angel

رمزگشایی فیلم ملک الموت
The Exterminating Angel

سرنخی در معنی عنوان فیلم The Exterminating Angel وجود دارد که برای رسیدن به فهمی دقیق و عمیق، در کنار نام خیابان منزل نوبیله، کمک کننده است و خبر ازین می دهد که کارگردانی چون لوئیس بونوئل آنرا با دقت روی فیلم ملک الموت گذاشته است. آیا «روح و جان» مهمانان به طریقی گرفته شده است پس  نمیتوانند موقعیت خود را تغییر دهند؟ دعا و ذکری بر آنان خوانده اند که قدرت حرکت برای بیرون رفتن را ندارند؟ چیزی در غذا ریخته شده که مهمانان را سست کرده یا جادو و طلسم شده اند؟ و مهم تر: میزبان، ملک الموت است؟

یعنی این احتمال می تواند درست باشد که کارگردان- لوئیس بونوئل- با ظرافت هنری و سینمایی خواسته این نکته را به ما بگوید که با وجود مکان مجلل و تشریفات بسیار، مهمانان به خانه ی فردی دعوت شده اند که شانی همچون ملک الموت دارد. اگر این سخن درست باشد پس چرا آمده اند و به دعوت میزبان، اوکی داده اند؟ یعنی مهمانان علاقمند به قبض روح بودند و با آگاهی آمده اند یا نه، به دام افتاده اند و در رودربایستی کاری یا فامیلی گیر کرده­ اند. شاید «مسئولیت» بین آنان «پخش» شده و کاری نمی کند برای رهایی از وضعیت مبهم شان. یا شاید اراده شان سست شده و مهم تر: غذا آنان را سنگین کرده!

سوال این است که چطور تعداد فراوانی باهم کیش و مات شده اند و نمی توانند بیرون بروند آن هم در حالی که بچه های مهمانان منتظر بازگشت والدین خود هستند. پس نکته ای ریز در عنوان فیلم The Exterminating Angel وجود دارد که تا پایان فیلم و در این تحلیل، تعیین کننده به نظر می رسد. منطقی است که عنوان یک اثر با محتوای داخل آن، در هماهنگی و هارمونی باشد و مخاطب را گمراه نکند بلکه او را برای رسیدن به حسی زیباشناسانه و درکی هنری یاری رساند.

رمزگشایی فیلم ملک الموت

جایگاه مذهب و ثروت در ملک الموت
فیلم سورئال بونوئل

به اضافه نکته ی بالا: ملک الموت باری مذهبی دارد و سکانس پایانی فیلم به کلیسا ربط پیدا می­کند. حال حرف این است که مذهب در حکم میزبانی سخاوتمند به نظر می رسد که برای گرفتن جان؟ آیا بونوئل خواسته چنینی نقدی به جامعه ی خود کند یا در این معنی توهم زده ایم و به خطا رفته ایم؟ در این رابطه آنچه می تواند در واقعیت عینی اثر به عنوان شاهد بیاوریم عنوان فیلم The Exterminating Angel و گیر کردن مهمانان در ضیافت و فضای داخلی و بیرونی کلیسای است. این سه نمی تواند نسبت به هم بی ارتباط باشند. در خط فیلم نامه ذکر کردیم که مهمانان به مهمانی دعوت می شوند ولی نمی توانند به راحتی از آنجا خارج شوند آیا وارد مذهب شدن آسان است ولی خروج از آن دشوار؟ مثلا در خاورمیانه احکام سنگینی دارد خروج.

مهمانان برای خروج از خانه ی میزبان، گوسفند قربانی می کنند و حتی باهم درگیر می شوند: مهمانانی که در آغاز بسیار مهربان و خوش مشرب به نظر می رسیدند و کسی گمان نمی برد که در «ناخودآگاه» خود، چه نیروهای منفی دارند. گویند عقل آدمی به ظاهرش است، ظاهر مهمانان، شیک است و اتو کشیده، آیا عقل شان هم به زیبایی و درخشانی ظاهر شیک شان هست؟ فیلم The Exterminating Angel تایید می کند که آدمیان در موقع خطر و مشکل، در رفتارشان تجدید نظر می کنند حتی جاهلان تکانی به خود می دهند. و بسیاری از اصول را فدای منافع خودشان- مثلا بقا یا حفظ مقام- می کنند. کارنامه ی سینمایی کارگردان فیلم ملک الموت، نشان می دهد که وی در نقد مناسبات اجتماعی در جامعه­ی طبقاتی و جنسیتی زمان خود، همواره قاطعانه و تند برخورده کرده و پرده ی سینما را به عنوان رسانه ای موثر برای بیان مسائل مبتلا به جامعه اش، انتخاب کرده.

krn tdgl lg; hgl,j - jpgdg tdgl lg;hgl,j f,k,mg

جمع بندی و سخن پایانی

در مقام قیاس و سرچ در کارنامه ی کارگردان: مضمونی که در فیلم ملک الموت لوئیس بونوئل وجود دارد به شکلی دیگر در فیلم دیگر او یعنی «راه شیری» وجود دارد: دو نفر در آن فیلم سرگردان و پریشان اند و تعداد بسیاری مهمان در این فیلم گرفتار. و جمعی دیگر در فیلم «فراموش شدگان» لوئیس بونوئل، مدام در تنش و عذاب و اضطراب اند. یعنی دقیقا مثل این متن، که تا این لحظه، «مستخدمان» فیلم ملک الموت را «فراموش» کرد و چیز زیادی درباب آنان نگفت! طبقه ی«فراموش شدگان» تاریخ.

 

* منابعی که نوشتن به کمک آمده است :
1- با آخرین نفس هایم اثر لوئیس بونوئل
2- سینما چیست اثر آندره بازن
3- هیجدهم برومر بناپارت اثر کارل مارکس
4- تمدن و ناخرسندی های آن اثر زیگموند فروید


 

فرمان رستمی نویسنده نقد
نویسنده
فرمان رستمی
دانلود فایل پی دی اف

 


تریلر و تیزر تبلیغاتی فیلم ملک الموت


The Exterminating Angel 1962 IMDB

امیدواریم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه
حتما در قسمت دیدگاه ، نظرات خودتون رو برای ما و مخاطبای ما کامنت کنید 

همچنین می تونید این مطلب رو از طریق سرویس های اشتراک زیر برای دوستان خود ارسال کنید

4/5 - (4 امتیاز)

3 دیدگاه

  • فرمان رستمی گفت:

    سلام و عرض ادب. به نکات خیلی مهمی اشاره کردید. اما «پیرو ملال و تکرار» :بنظرم که فرهنگ بوژوازی،فرهنگی ملال انگیز است و ملال از خود همین فرهنگ می آید که تماماً در جستجوی «تکرار چرخهٔ تولید و بازتولید» آن _به هر شکل و خصوصا به یاری تکنولوژی های هوشمند_ است. از طرفی دیگر، «تکرار مصرف» به یک معنی تکرار تولید است که فرهنگی ملال انگیز و نابرابرانه پیامد آن تواند باشد.بااحترام

  • مهدی انصاری گفت:

    چرا “عادت” مخدر بزرگی است؟
    چرا علی رغم اینکه در موقعیت هایی هستیم که احساس خوشایندی نمی کنیم، ولی توان،امکان و قوای ترک آن را نداریم؟
    به عبارتی دیگر، میل به خروج از وضعیت دشوار -و بعضاً غیر انسانی- که به آن گرفتار هستیم، چرا و چگونه از دست رفته است؟
    عده ای در یک مهمانی دعوت شده اند، اما پس از پایان مهمانی نمی توانند به سادگی از اتاقی که درب آن باز است خارج شوند. هیچ دلیلی برای زندانی شدن این افراد داخل این خانه وجود ندارد، اما به هر حال زندانی اند. ساده ترین کار این است که اراده کنند و از اتاق خارج شوند، اما توان‌ این اقدام را ندارند -رخدادی که در کلیسا هم به عنوان جلوه گاه مذهب تکرار می شود.
    انتقاد “بونوئل” از ترکیب “کاتولیسیسم”، “فرهنگ بورژوازی” و “دستگاه حافظ وضع موجود” است که وجه اشتراک تمام آن ها تثبیت نظام های هم شکل گرایانه و تسلیم طلبانه است؛ مفاهیمی که حاکمیت شان ناشی از اجماع است و بر تثبیت وضعیت موجود به عنوان بهترین وضعیت ممکن تاکید گمارده اند. این قضیه رخدادی است که در زندگی شخصی انسان ها نیز بازتاب دارد؛ درمانده از اینکه در اتاقی هستیم که درب آن باز است، ولی اراده ای برای خروج نداریم و گمان می کنیم شرایط موجود طبیعی ترین، بهترین و بدیهی ترین موقعیتی است که در آن قرار داریم، و اینجاست که شاید مفهمومی به نام “ملال” زاده شود. ملال از دلِ تکرار بر می خیزد. ما انسان ها در حالی که شکنجه هایِ بی صدای عادت و ملال را تاب می آوریم، با خود تکرار می کنیم: “اینطور نیست”. گویی معنای کلی از میان رفته است. ما به وضعیت خودمان عادت کرده ایم و دیگر اراده ای برای برون رفت از آن موقعیت نداریم، و اینجاست که ما در خرده روایت های انسانی مان، کلان روایت ها را بازتاب می دهیم.

  • نمیاد رو دست بونوئل … پدر سینمای سورئال
    هر اثر = با یک دنیا تامل و خواب و خیال

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهارده − دو =

WeCreativez WhatsApp Support
پاسخگوی آنلاین استودیو کاتشو
سلام چطور می تونم کمکتون کنم؟