نقد و تحلیل The Godfather – قدرت در فیلم پدر خوانده

نقد فیلم پدر خوانده

مواردی که در فیلم پدر خوانده مورد نقد و تحلیل قرار می دهیم :

  • قدرت در پدر خوانده
  • مقدمه ای بر داستان فیلم پدر خوانده
  •  تحلیل درون مایه داستان سه گانه فیلم پدر خوانده
  • داستایفسکی و مناسبات جامعه فئودالی
  • تعریف سیاست از زبان مایکل
  • مشاهده تریلر فیلم The Godfather (در انتهای مقاله)
  • ثبت کامنت و مشاهده نظر سایر دوستان (در انتهای مقاله)

ساخت تیزر تبلیغاتی


قدرت در فیلم پدر خوانده

خواننده! این متن، با دیالوگی از فیلم پدر خوانده، شروع می‌ شود و با دیالوگی هم، به پایان می‌ رسد:

«بهش پیشنهادی داد که نمی‌ تونست رد کنه… لوکا براتسی یه اسلحه به طرف سرش نشونه گرفت و پدرم گفت یا مغزش میاد پای قرارداد و یا امضاش!… این داستان حقیقت داره».

هرچقدر بزرگ، هر چقدر مشهور، نمی‌ توانیم در همه حال با پیشنهادی کاری یا شخصی مخالفت کنیم: آن کس که قدرت بیشتری دارد تعیین می‌ کند که زیرکاغذی امضا شود یا نشود. لحظاتی در زندگی است که محتوای یک پیشنهاد، اهمیت ندارد بلکه توان رد کردن آن است که اهمیت دارد. وقتی در شرایطی قرار می‌ گیریم و نمی‌ توانیم پیشنهادی را که عادلانه نیست، رد کنیم کمترین معنی‌ اش این است که ضعیفیم و ارباب، کسی دیگر.

نقد فیلم پدر خوانده

نقد فیلم پدر خوانده

مقدمه ای بر داستان فیلم پدر خوانده

داستان چیست؟ مارلون براندو یعنی ویتو کرولئونه -پدر مایکل- قدرتمند است و خانواده‌ ای بزرگ را، به شیوه خودش اداره می‌ کند. «در قبال آدمای دیگر» «خود را مسئول»، و «مثل زن‌ها»- بقول خودش- «نمی‌ تواند بی‌ تفاوت و بی‌توجه» باشد. تیزبین و نکته سنج و شیک پوش است. عزیزانی دارد که از نظر هوش و استعداد با هم تفاوت دارند و نفوذ بزرگی در شهر.

آنان که از دست پلیس ناراضی‌ اند برای «اجرای عدالت» به نزد کورلئونه می‌ آیند مثل بوناسرا. کورلئونه، دوستان و دشمنان زیادی دارد و همین باعث می‌ شود مدام مراقب اعضای خانه و اموالش باشد. معتقد است که باید: «به دوستان نزدیک باشیم و به دشمنان نزدیکتر».

در چنین اوضاع و احوالی، نمی‌ توان زیر پیشنهادی را امضا نکرد و مثلا آنکس که هوس مخالفت با او را دارد، احتمال مرگش بسیار زیاد است. ازین رو، بهتر است عاقل باشیم زمانی که هم قد و بالاتر از شیطان -یا دشمن‌ مان- نیستیم با او فعلا در نیفیتم چون نتیجه نهایی، از قبل و برای همه، معلوم است.

اگر پدر خوانده قدرت نداشت: روزنامه نگار، حقوق بگیر او نبود و آن همه آدم دورش نمی‌ پلکیدند و تملق نمی‌ گفتند. سفره‌ی ارباب، رنگین‌ تر از بقیه است. ازین رو، در میان درباریان، حسادت و طمع و چاپلوسی را، فرامی‌ خواند.

تحلیل فیلم پدر خوانده

تحلیل فیلم پدر خوانده

تحلیل درون مایه داستان سه گانه فیلم پدر خوانده

فیلم پدر خوانده یک و دو و سه، در حقیقت، حکایت پسری است که می‌ خواهد راه پدر خود را، به «روشی جدید» ادامه دهد یعنی پدر خوانده‌ ی دیگر در جای دیگر شود. مایکل اعتقاد دارد که «روش کار» پدر «قدیمی شده» و باید به فکر «نقشه‌ ای تازه» برای مراقبت از مال و حفظ ثروت پدر شد. او که صاحب «دانش» است و تحصیل کرده، «خطرناک‌ تر» هم شده.

یعنی قدرت را به شیوه‌ ای دیگر و به شکل نرم می‌ تواند اعمال کند و نه صرفا با استفاده از زور و قدرت سلاح. دانش واقعی می‌ تواند قدرت را تقویت و حمایت کند و در عین حال آن را بیافریند. منظور اینکه، در تاریخ، بوده‌ اند عالمان و فیلسوفانی که در خدمت قدرت بوده‌ اند یا دانش خود را تلاش کرده‌ اند به یاری قدرتمندان، در بین مردم تکثیر کنند. بعضی از قدرتمندان هم، فقط «دانشمندان مرده را دوست دارند» چون زنده برای آنان مدام مسئله درست می‌کند!

در هرحال، دانش مایکل در خدمت راه آینده‌ ی پدر است که به زودی می‌ خواهد «مشمول قانون» شود. بخاطر همین در تلاش است که قانون به ضرر خانواده‌ شان تمام نشود و با روش علمی‌ تر و مدرن‌ تر به کار پدر خود ادامه دهد: دانش در خدمت تداوم سنت خانواده.

بررسی فیلم پدر خوانده

بررسی فیلم پدر خوانده

داستایفسکی و مناسبات جامعه فئودالی در فیلم پدر خوانده

«…تمام عمرم کار کردم. به خاطر مراقبت از خانواده‌ ام پشیمون نیستم. قبول نکردم که یه احمق باشم… که یه عروسک خیمه‌شب‌بازی باشم که سرنخ‌ هاش دست کله گنده‌ هاست. من پشیمون نیستم. این زندگی منه. اما همیشه فکر می‌کردم که وقتی نوبت تو برسه، تو باید یکی از اونایی بشی که سرنخ‌ ها رو در دست داره».

«داستایفسکی» می گفت: بهتر است آدم، تلخ کام باشد ولی بداند تا اینکه خوشحال باشد ولی احمق.

پدر مایکل چنان که می‌ بینیم به این نظر داستایفسکی معتقد است و کامیابی اش در این است که تلاش کرده «سرنخ» ماجراهای زندگی‌ اش را به «دست کله گنده‌ ها» نسپارد و خود صحنه گردان باشد. برای رسیدن به این مهم، شرط اول این است که «احمق نباشی» و تشخیص بدهی که منافع بین افراد و گروها به چه شکل جریان دارد و قدرت چگونه، کسب و حفظ و تثبیت می‌شود.

مایکل می گوید:…روش پدرم برای انجام کارها دیگه قدیمی شده. حتی خودش هم اینو می‌دونه. در عرض پنج سال، خانواده کورلئونه کاملا قانونی می‌ شه». این درک را مدیون «کارل مارکس» هستیم که با عوض شدن شکل تولید و روابط تولیدی، مناسبات اجتماعی و حقوقی به تبع از آن، عوض می شود.

منظور: آنچه که تا دیروز قانونی نبوده، قانونی می شود و منطق تولیدی که پساصعنتی باشد شکلی از روابط کاری را اقتضا می کند که مناسب جامعه ای فئودالی نیست اگرچه می تواند شباهت های هم داشته باشند. اینجا بحث تقدم و تاخر و زمان مطرح است و اینکه برای زنده ماندن چرخه تولید، پوست اندازی در شکل روابط تولیدی، ضروری است وگرنه سرمایه از نفس می افتد. کالا، باید مدام در حرکتی مطلوب باشد تا سرمایه گذار بتواند سود کند: مار برای بقا و مار ماندنش، به پوست اندازی محتاج.

بررسی فیلم The Godfather

بررسی فیلم The Godfather

تعریف سیاست از زبان مایکل در فیلم پدر خوانده

مایکل، می داند که روشی قدیمی اداره مال و اموال و تجارت تا همشه پاسخگو نیست و مناسباتی تازه قرار است به وجود بیاید که از قبل باید برای آن نقشه داشت و گرنه ضررها می کنند. او تاجر است و منطق تجارت را می فهمد. قدرت مالی، تعیین می کند که در بازار چقدر سخن شما قیمت دارد و تا کی.

همانطور که از عنوان متن پیداست نویسنده تلاش کرده بیشتر «پیرامون قدرت» در فیلم پدر خوانده بنویسد و حاشیه نویسی کند. در ادامه و کمی مانده به آخر:

«مایکل: تام، می‌دونی؟ تو منو متعجب می‌کنی. اگه یه چیز تو این زندگی قطعی باشه، اگه تاریخ چیزی به ما یاد داده باشه اینه که تو می‌تونی هر کسی رو بکشی».

اگر تاجر باشید به فکر مالکیت بر اموال خود، با کشتن حریفان و خرید سیاستمداران و تصویب لایحه های با مالیات کمتر در مجلس، می توانید که بازار را به انحصار خود در آورید؛ دموکراسی ویترینی و کشکی!

خلاصه داستان فیلم The Godfather

خلاصه داستان فیلم The Godfather

جمع بندی و سخن پایانی در باب فیلم پدر خوانده

به زبان مارلون براندو در فیلم پدر خوانده، سرنخ کالای مثل عروسک، در بازارجهانی در دست شماست و انحصار بیشتر یعنی قدرت بیشتر و سود کلان تر. در چنین اوضاعی، تو به قول مایکل می تونی، هر کسی رو بکشی: در خود «تاریخ» سیاسی سینما، فیلم کندی  JFK ،بر درستی نظر آل پاچینو در فیلم پدر خوانده و تفسیر این نویسنده، مهر تایید می زند.

و مهم تر و طبق شواهد ««جان کلمن» در اشراف سیاه: پدر خوانده ی جنگ جهانی اول و دوم، و انقلاب ساختگی به نام مردم در روسیه، «انستیتو تاویستاک» بوده؛ قدرتی که به یاری دانش، پنهانی، پدر خواندگی کرده و می کند. تاویستاک: یک «ماتریکس» قدرت است که به نفع همه ی فرزندان ما و نسل آینده ی ماست که درباره شان بیشتر بدانیم تا اگر روزی، در جای، کسی، به ما «پیشنهادی» داد، «قدرت رد کردنش را» نقدا داشته باشیم و «سرنخ زندگی مان، در دست کله گنده ها نباشد».

منابعی که در نوشتن به کمک نویسنده آمده است:

1-اشراف سیاه(تاویستاک) اثر جان کلمن

2-روانکاوی فروید از وودرو ویلسون(رئیس جمهور آمریکا) ترجمه غفاری

3-با آخرین نفس هایم اثر لوئیس بونوئل

فرمان رستمی نویسنده نقد

نویسنده
فرمان رستمی

دانلود فایل پی دی اف


تریلر و تیزر تبلیغاتی فیلم پدر خوانده


The Godfather 1972 IMDB

امیدواریم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه
حتما در قسمت دیدگاه ، نظرات خودتون رو برای ما و مخاطبای ما کامنت کنید 

همچنین می تونید این مطلب رو از طریق سرویس های اشتراک زیر برای دوستان خود ارسال کنید


در کاتشو شما می توانید ایده های خود را به تصویر بکشید و در راستای این مهم از خدمات ارزنده شرکت فیلمسازی کاتشو مانند ساخت تیزر تبلیغاتی ، ساخت موشن گرافیک ، ساخت فیلم صنعتی ، ساخت فیلم مستند ، خدمات ویدیو مارکتینگ و ساخت فیلم مراسم استفاده نمایید.

4.2/5 - (8 امتیاز)
1 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها