فیلم دشمن نقد و بررسی | واکاوی و تحلیل فیلم enemy

تحلیل فیلم enemy | رمزگشایی فیلم دشمن

مواردی که در فیلم Enemy مورد بررسی قرار می دهیم:

  • گفتار کوتاه در رابطه با صاحب اثر "دنیس ویلِنوو"
  • بررسی روند صحیح زمانی فیلم
  • بررسی فیلم در قالب نظریات فروید
  • بررسی فیلم بصورت یک کل به هم پیوسته
  • پاسخ به شش سوال کلیدی در فیلم
  • مشاهده تریلر فیلم Enemy 2013 (در انتهای مقاله)
  • ثبت کامنت و مشاهده نظرات سایر مخاطبین (در انتهای مقاله)
خدمات ویدیو تبلیغاتی

نقد و بررسی فیلم Enemy ( دشمن )

enemy متفاوت ترین اثر ویله نوو

سال 2013 بود که فیلم دشمن به کارگردانی دنیس ویله نوو به اکران عمومی در آمد. پس از تماشای فیلم سوالات و معماهای متعددی ذهن مخاطب را به تسخیر درآورد و باعث شد حتی بعضا مخاطب معمولی فیلم و سینما نیز پس از دیدن فیلم، دست به تحقیق و تفحس در راستای فهم بیشتر مفاهیم نهفته در فیلم بزند. پشت فیلم کارگردانی فرانسوی قرار دارد که سال 2008 با ساخت یک فیلم کوتاه اسم خودش را بر سر زبان ها انداخت. فیلم کوتاه دنیس ویله نوو با نام “طبقه بدی” همان سال برنده جایزه بهترین فیلم کوتاه جشنواره کن نام گرفت. این یک شروع خوب برای دنیس ویله نوو بود. فیلم کوتاه “طبقه بندی” به عنوان شروع کار او  یک فیلم سوررئالیستی و معنا گرا به حساب می آمد.

تا قبل از ساخت فیلم سورئال بلند بعدی خود با نام enemy -در ترجمه دشمن- ویله نوو سه فیلم بلند ساخت. به ترتیب Polytechnique‎ (پلی تکنیک) ، Incendies (ویران شده) و Prisoners (زندانیان). روند صعودی ارزش فیلم های او را می توان در همین سه فیلم بلند مورد بررسی قرار داد. دو فیلم پلی تکنیک و ویران شده بوی رنگ سینمای فرانسه را می دهند ولی آخرین اثر او قبل از enemy ، زندانیان است که از دو فیلم قبلی خود فاصله می گیرد. Prisoners هم مانند دو اثار قبلی بلند ویله نوو در دسته سورئالیسم جای نمی گیرد. در Prisoners ما نقش آفرینی درخشان هیو جکمن را در کنار جیک جیلنهال داریم . مدت کوتاهی بعد ، ویله نوو اولین فیلم بلند سورئال خود با نام enemy را با استفاده از جیک جیلنهال به عنوان شخصیت اصلی و محوری قصه خود می سازد.

نقد فیلم دشمن

نقد و بررسی فیلم دشمن ویله نوو

enemy را می توان متفاوت ترین کار ویله نوو در نظر گرفت چرا که بعد از ساخت این فیلم ، او از سینمای سورئال و روانشناسی فاصله می گیرد و سه فیلم در ژانر ها و ساختار های مختلف می سازد. این سه فیلم بعدی ویله نوو نیز سیر صعودی کارنامه ی او را پیش می برند : Sicario  ، Arrival و Blade Runner 2049 که هر کدام به نوبه خود دارای المان های مهم سینمایی هستند. با وجود کارنامه ی ویله نوو امروزه بسیازی او را در کنار کریستوفر نولان از تاثیر گذار ترین کارگردان های حال حاضر سینما می دانند.

کارگردانانی که با سینمای مستقل خود و تجربه های متفاوت در ژانر های متعدد توانسته اند تاثیر زیاد بر مخاطبان سینما بگذارند. درباره هر یک از فیلم های نام برده شده از ویله نوو می توان یک مقاله تحلیلی مجزا نوشت، اما در ایجا می خواهیم در مورد enemy متفاوت ترین اثر ویله نوو صحبت کنیم.

جیک جیلنهال پس از تجربه موفق Prisoners ، اینبار در فیلم enemy ویله نوو خوش می درخشد. جیلنهال در این فیلم به عنوان بازیگر ذره ای کم نذاشته ، او به عنوان تک ستاره فیلم enemy در دو نقش آدام (معلم) و آنتونی (بازیگر) به صورت یکسان ظاهر می شود. جالب اینجاست که چهار سال بعد جیلنهال در فیلم Nocturnal Animals تام فورد نیز به صورت یکسان در دو نقش ظاهر می شود. درباره Nocturnal Animals بیشتر بخوانید. دقیقا این دو فیلم را می توان دو فیلم متفاوت در کارنامه هنری جیلنهال در نظر گرفت.

 جیک جیلنهال jake gyllenhaal در فیلم دشمن enemy

تحلیل فیلم enemy

حتما بعد از دیدن فیلم به سراغ تحلیل زیر بروید

نگاهی کوتاه به روند زمانی فیلم enemy

اگر ریسک کنیم و بخواهیم در رابطه با روند داستان کلی فیلم به ترتیب زمان صحبت کنیم باید اینگونه بگوییم ، در شروع داستان متوجه می شویم که شخصیت معلم یا همان آدام دچار تکرار و روزمرگی هست. در اولین دیالوگ فیلم صدای مادرش از پشت پیغام گیر صوتی تلفن را داریم که می گوید “من نگرانتم! چطور میتونی با اون وضعیت زندگی کنی” با همین جمله ابتدایی میتوان فهمید که آدام در حال حاضر زندگی جالبی ندارد. ما می بینیم که او با در دست داشتن یک کلید vip ، وارد یک کلاب خاص از فاحشه ها می شود. در ادامه فیلم کم کم متوجه می شویم که آدام در منجلاب خیانت غرق شده است و دست به شکستن تابو ها می زند. او با دختری وارد رابطه می شود و پس از روشن شدن تاهلش و مشاجره با او، تصادف می کند.

شش ماه از آن اتفاق گذشته و هنوز آدام درگیر اختلال گذشته خود است. همسرش رفته رفته به موضوع پی می برد اما دقیقا زمانیست که فایده ای ندارد. شخصیت معلم ما باز با کلید جدید خود، همه اتفاقات گذشته را با تکرار به تصویر می کشد. ویله نوو به عنوان کارگردان اثر به شکلی ماهرانه تدوین فیلم را جلو می برد، تا با حفظ تمِ پر رنگ سورئال فیلم (با رنگ مرده حاکم بر کل فیلم) ، شعار و حرف اصلی فیلم را هم بازگو کند. حرف اصلی فیلم enemy همان جمله ی جمله معروف ساراماگو در اول فیلم است:

بی نظمی یک نظم کشف نشده است

نماد شناسی و رمزگشایی فیلم Enemy

بررسی فیلم دشمن در قالب نظریات فروید

با توجه به آنکه مکتب هنری سورئالیسم بر مبنای نظریات زیگموند فروید شکل گرفته است، بی تردید هرگونه بررسی آثار هنری سورئالیستی بدون مراجعه به نظریات فروید کامل نخواهد بود؛ از این رو به استناد به نظریات فروید بخصوص کتاب توتم و تابو ، ابتدا به شرح عنکبوت در فیلم پرداخته و پس از آن برداشت شخصی نگارنده درباره ی کلیت داستان ذکر خواهد شد؛ بدیهی است چنین برداشت های فرامتنی به همان میزان که مورد اطمینان می باشند، لازم است مورد تردید و بررسی دقیق تری قرار بگیرند.

عنکبوت در این فیلم به نظر می رسد نقش توتم را ایفا میکند. بنابراین ابتدا شرح مختصری از کلمه ی توتم و مصادیق آن در فیلم لازم به نظر می رسد؛ توتم یک حیوان مأکول و بی آزار، یا جانوری خطرناک و مخوف است که با مجموع افراد گروه (در قبیله های بدوی،) رابطه ای مخصوص دارد. توتم در درجه اول، نیای گروه است و در درجه ثانوی، یک روحِ نگهبان است.

نمادشناسی فیلم دشمن

در پوسفر و نماهای داخل فیلم مسلط بودن عنکبوت بر شهر را داریم که نشان دهنده ی حاکمیت عنکبوت و تارمانندهایش بر شهر است.

توتم در حالیکه برای دیگران خطرناک است، فرزندان خود را باز می شناسد و به آنها گزندی نمی رساند. در آخرین پلان فیلم ، به عکس العمل شخصیت “بازیگر” در در مواجهه با عنکبوت عظیم الجچه داخل خانه دقت کنید ، هر چه باشد ، ترس و وحشت نیست چرا که حیوان توتم از اعضای طایفه حمایت و دفاع می کند، چنانچه توتم یک حیوان خطرناک باشد به دوستان انسانی خود گزندی نمی رساند. در این نما علی رغم انتظار، شخصیت “بازیگر” از دیدن عنکبوت عظیم الجثه نمی ترسد. (به خوبی آگاه است که توتم به دوستان آسیبی نمی رساند) حتی در آخرین لحظات قبل از کات ، نفس راحتی می کشد و نیمچه لبخندی بر روی لبش ظاهر می شود. 

رمزگشایی فیلم enemy دشمن

همچنین اینگونه آمده است که در بسیاری از مواقع رسمی، عضو طایفه سعی می کند با آراستن ظاهر به شکل توتم و بر تن کردن پوست حیوان و یا نقش کردن تصویر آن بر بدن خویش و تقلید حرکات توتم (همان عنکبوت در فیلم) ، وابستگی خود را با توتم نمایان تر سازد. (ماسک عنکبوت بر روی صورت زن برهنه ای که در راهرو بر روی سقف مشابه عنکبوت راه می رود را به خاطر بیاورید و همچنین استفاده در واقعیت از پر حیوان توتم) سرانجام مراسمی نیز در توتیسم وجود دارد که در طی آن، حیوان با تشریفات پر شکوهی به قتل میرسد (اشاره به کشتن عنکبوت در مراسمی ویژه در فیلم) تا بدانجا که برخی از محققین قربانی کردن حیوان ها را ناشی از آیین قربانی کردن توتم می دانند.

روانکاوی و تحلیل روانشناسی فیلم enemy دشمن

پس تا بدین جا دور از ذهن نمی باشد ، عنکبوت این فیلم را توتم بدانیم

از سوی دیگر کسانی که دارای توتم مشترکند، ملزم به رعایت تکلیف مقدسی هم هستند که سرپیچی از آن، بخودی خود (بدون آنکه لازم به دخالت افراد معینی باشد) کیفری را موجب می شود؛ مرگ طبیعی زود هنگام بدون لزوم دخالت افراد خاص از نشانه های آن است. سکانس تصادف آخر فیلم را در نظر داشته باشید، دوربین پس از واژگونی ماشین در نمایی ثابت ، به سمت شیشه شکسته شده نزدیک می شود … به وضوح شکستگی شیشه درست شبیه به تار عنکبوت هستش (پاسخ توتم به عبور از تابوها).

نماد شناسی enemy فیلم دشمن

بررسی فیلم بصورت یک کل به هم پیوسته با نظریات فروید

در برخی از قبایل پس از قربانی کردن توتم یک دادرسی واقعی با استنطاق از همه شرکت کنندگان در مراسم صورت میگرفته است. در پایان دادرسی، تماما گناه را به گردن ابزار قربانی می گذاشته اند و آن را به دریا می افکنده اند. در سکانسی از فیلم “بازیگر”بسیار کنجکاوانه به بررسی کفش زنانه ای که در کمد لباس پیدا کرده است می پردازد؛ شک که آن همان وسیله ی قربانی کردن توتم است یا شاید هم یادآوری گناهی که مرتکب شده و آن را به گردن کفش (ابزار کشتن توتم) واگذاشته است. نکته کلیدی هم اینجاست که در این حین صاحب کفش به استخر رفته است (همان دریا)! بیان این مطلب در ترسیم شکل کلی داستان بسیار حائز اهمیت است.

چنانچه برداشت فوق را صحیح بدانیم، پلات (پیرنگ) چند سطری داستان چنین خواهد بود: مرد شخص اول فیلم (معلم) عملی جنسی را بر خلاف اصول و قواعد عرفی حاکم بر محل زندگیش (تابو) انجام داده است یعنی خیانت به همسر خود. در ادامه سعی بر فراموش کردن آن دارد (ولی علی رغم میل او، دو شخصیت یعنی زن حامله اش و مادر ، آن تابو را به او یادآوری می کنند) از این رو سعی بر مجزا کردن گناه خود از شخص خودش را دارد، بنابراین در حد فاصل خواب شبانه ی خود نه تنها رابطه ی جنسی گذشته خود را به شکلی دیگر آرایش می دهد بلکه شخصیتی مشابه خود (بازیگر) را برای خود خلق می کند. توجه شود که در طول فیلم هیچگاه این دو شخصیت در آن واحد توسط فرد دیگری مشاهده نمی شوند، چرا که شخصیت بازیگر اساسا وجود خارجی ندارد.

واکاوی و روانشناسی فروید در فیلم Enemy

آدام یا همان معلم قصه ما در پایان تصمیم می گیرد که شخصیت بازیگر خود را بکشد تا بدین وسیله بتواند گناه خود را فراموش کند. دقت کنید که مردن شخصیت بازیگر نشان داده می شود ولی بیان رسمی نمی یابد، رادیو کشتن دو نفر را اعلام میکند ولی اطمینان حاصل نمی شود که آن دو نفر چه کسانی هستند. البته با برگشت به ابتدای فیلم و با دیدن توتم و کلید بازگشت به مراسم ، مجدد بر نابخشوده شدن آدام تاکید می شود.

رمزگشای فیلم enemy دشمن

بررسی و تحلیل فیلم enemy دشمن

برای روشن تر شدن قضیه به بررسی مطالب جزئی تر می پردازیم

بررسی شش سوال اساسی در فیلم 

1. علت نام گذاری فیلم با عنوان دشمن ؟

طبق نظریه فروید در باب ساختار شخصیتی انسان ، ما سه شخصیت را برای فرد در نظرر می گیریم : نهاد (که پیرو غرایز انسانی و کشش های ذاتی انسان است) ، خویش یا من ( بین دو شخصیت نهاد و فرامن سیر می کند و کارش ایجاد تعادل بین آن دو است) و فرامن ( همان وجدان انسان که توسط خویش یا من به وجود آمده است بوجود آمده و شامل قوانین و خط قرمز هایی ست که باید ها و نباید های انسانی را مشخص می کند) فروید به طور مکرر به این مطلب اشاره کرده است که نهاد و فرامن ذاتا با یکدیگر در ستیز و دشمنی هستند. با بررسی و مطالعه این نظریه فروید می توان به چرایی نام گذاری فیلم ویله نوو پی برد. آدام/معلم به عنوان شخصیت من واغلب فرامن در مقابل شخصیت آنتونی/بازیگر قرار می گیرد و اینگونه دشمن اصلی شخصیت خویش خطاب می گیرد.

تحلیل فیلم سینمایی دشمن 2013

 2. چه دلیلی برای یکی بودن دو شخصیت و در حقیقت تخیلی بودن شخصیت “بازیگر” وجود دارد؟

در دو سکانس از فیلم، عکسی دقیقا یکسان نشان داده شده است. در بخش های ابتدایی فیلم زمانی که آدام برای اولین بار شخصیت بازیگر را پیدا می کند ، با حالتی متعجب تصویر او را با عکسی که متعلق به خودش هست مقایسه می کند. همان عکس در بخش های انتهایی فیلم و در خانه ی بازیگر (عکس متعلق به بازیگر) دیده می شود. چنین امری امکان پذیر نمی باشد مگر اینکه دو شخصیت در حقیقت یک نفر باشند. ما می بینیم قسمتی از عکسی که متعلق به شخصیت معلم است ، پاره شده است (حذف چهره زن از آن)  و این در حقیقت بیانگر همان استدلال خیانت معلم به همسرش و احتمال جدایی کوتاه مدت آن ها و جدا کردن چهره ی همسرش از عکس (یا به خواست خود یا به خواست همسرش) می باشد.

vlc'ahdd tdgl nalk

همچنین در پایان قبل از تصادف ، سکانس مشاجره در اتوموبیل ، شخصیت دوست دختر (ماری) خطاب به شخصیت مرد می گوید: you’re not a man که در ترجمه ی فارسی به تو مرد نیستیترجمه شده است، ولی شاید بتوان آن را اینگونه ترجمه کرد:
تو انسان/فرد/شخص نیستی

3. در چه زمان هایی از فیلم خواب می بینیم و چه دلیلی برای این ادعا وجود دارد؟

به توالی سه سکانس آغازین فیلم دقت کنید سکانس اول سکانس افتتاحیه و معرفی است که در این بحث کاربردی ندارد ولی دو سکانس ادامه بسیار حائز اهمیت است، در سکانس دوم مرد در ماشین با پیامگیر صوتی به پیام مادرش گوش می دهد (سکانس معرفی شخصیت اول فیلم یعنی آدام/معلم) در سکانس سوم دوربین به آرامی به زن که بر روی تخت نشسته است (هلن) نزدیک می شود و زن خیره به دوربین نگاه می کند؛ بر اساس توالی این دو سکانس یا زن بایستی به مرد (شخص اول) نگاه کند که برای خواب به تخت نزدیک می شود؛ یا بایستی مستقیما بیننده (دانای کل) را نگاه کرده باشد.

چنانچه مورد اول صادق باشد در حقیقت مرد وارد اتاق خواب می شود و می توان پیامد آن را خوابیدن و در رویا رفتن دانست، اما چنانچه مورد دوم صادق باشد از آنجا که چنین نگاهی به دوربین را نمی توان در عالم واقع قانع کننده دانست و متصور شد، بنابراین در عالم غیر واقع قرار داریم (باز تاکید بر رویا و خیال). هر دو رویکرد به یک نتیجه ختم میشود. نگارنده هرچند رویکرد اول را از نظر زاویه ی دوربین منطقی نمی داند ، اما آن را بر رویکرد دوم ارجحتر می داند.

رمزگشایی فیلم دشمن

بررسی شش سوال اساسی در فیلم 

در ادامه اینکه چه زمانی از رویا بیرون می رویم، شاید سکانس انتهایی فیلم را بتوان خروج از رویا دانست ولی با این وجود قویا به نظر می رسد هیچگاه از رویای شخص اول یا هر نقطه ی دیگری خارج نمی شویم (فراموش نکنیم در سکانس آخر فیلم عنکبوت بزرگی در اتاق بسته دیده می شود). چنین برداشتی برای حد گذاری مابین واقعیت و خیال صرفا پیشنهادی بیش نیست، چرا که لزوما برای درک فیلم ، الزامی به تشخیص چنین مرزی نیست. در آخر مرور مجدد مرزبندی مشابهی که دیوید لینچ در فیلم جادهی مالهلند خود دارد. خالی از لطف نیست. در آن فیلم لینچ به طور مشخص به خواب رفتن شخصیت را با نشان دادن حرکت دوربین روی بالش و بیداری مجدد او در تخت را به زیبایی نشان می دهد. 

4. چرا شخصیت خلق شده ، بازیگر است و شغل دیگری ندارد؟

در سکانسی از فیلم که آدام نزد مادر خود می رود و زمانی که مشغول صحبت با مادر است، تابلویی بر دیوار نصب شده است، مشابه پوستر یک فیلم، عکس زن بر روی تابلو عکس مادر او در سنین جوانی است. به نظر می رسد مادر او بازیگر بوده است؛ و طبیعتا با بازیگر های دیگر از جمله بازیگران مرد نیز آشنا و یا دوست (نه به معنای شریک جنسی) بوده است. از طرفی فروید بر این اعتقاد است که پسر، هر آن کس را که با مادر رابطه دارد را رقیبی در برابر خویش می داند.

پسر بر سر جلب محبت های مادر (که اولین گرایش های جنسی پسر به مادر است) با او رقابت می کند و یا حتی او را تقلید می کند ، قانونی که فروید آن را فراگیر می داند. از این رو شخصیت آدام در کودکی آرزوی بازیگر شدن را داشته است. مادر به صورت واضح در فیلم دیالوگی را خطاب به آدام می گوید: “به نظرم باید این توهم که بازیگر درجه سوم سینما هستی رو رو بیخیال بشی”

jpgdg tdgl nalk

بنابراین خلق شخصیت ذهنی جدید با پیشه ی بازیگری بر مبنای عقده ی اُدیپ چندان هم دور از ذهن نمی باشد. حتی این مطلب می تواند دلیلی بر فیلم ندیدن معلم (در دیالوگ با همکارش به این موضوع اشاره می کند) باشد که در این مورد نیز فروید مثال های روانکاوی بسیاری خوبی دارد (واکاوی و بررسی بیشتر را به عهده علاقه مندان می گذاریم)
نکته ای جالب توجه اینکه بازیگر نقش مادر (با بازی ایزابلا روسلینی) ،در سال 1993 در سریالی به نام Fallen Angels (به معنی فرشتگان سقوط کرده) ایفای نقش کرده است، بر روی پوستر نصب شده بر روی دیوار حتی با بررسی فریم به فریم فیلم حروف gels قابل مشاهده است

5. نقش دوست دختر در فیلم چیست؟ وجود حقیقی دارد؟

این همان دختری است که شخصیت فیلم (معلم) پنهان از همسر با او رابطه داشته است، به نظر می رسد به پایان رسیدن رابطه ی آنها به دلیل پی بردن اطرافیان به این رابطه ی نامشروع نبوده است، بلکه دلیل آن این است که شخصیت دوست دختر پی می برد که معلم متاهل است (رفتار تند دوست دختر در سکانس هتل در حقیقت تغییر اندکی در واقعیتی است که زمانی رخ داده است)، ولی اینک داستان ساخته و پرداخته ی مطلوب خود را به او نسبت داده و از طرف دیگر در خواب خود به نشان فرار از آن رابطه یا آن شخص تصمیم می گیرد تا او را هم از بین ببرد.

فیلم های ساخته شده از روی نظریات فروید

6. مباحث دیکتاتوری و تکرار پذیری آنکه در کلاس درس معلم ایراد می شود چه ارتباطی با مضمون فیلم دارد؟

برخی از دوستان صحبت از تکرار پذیری را به دلیل آن می دانند که شخصیت قرار بر تکرار اعمال خود داشته یا دارد. ولی به نظر نگارنده تمرکز این بحث کلاسی بر دیکتاتوری و کنترلاست نه تکرار پذیری و الگوبه چند دلیل؛ استنباط دیالکتیک تاریخی هگل و مارکس که اساسا فردی نمی باشد و در باب ساختارهای طبیعی و اقتصادی حاکم بر جهان است و به هیچ نحوی قابلیت ارجاعات این چنینی را ندارد. نه تنها از دیدگاه فلسفی بلکه از دیدگاه هنری نیز چنین دیالکتیکی نسبتی با سورئالیسم ندارد.

ولی از سوی دیگر اگر بر روی مفهوم دیکتاتوری و کنترل ، تمرکز نماییم، مبحثی پیش خواهد آمد که منطبق بر آرای فروید و سورئالیسم است. الگوی تکرار شده ی مورد نظر نه کمون اولیه ی مارکس بلکه الگوی تکرار توتم و تابو است؛ بر این مبنا مابقی سخنان معلم درباره ی عقب نگه داشتن مردم نیز مفهومی اساسی پیدا می کند. (مطالعه بیشتر عقاید فروید در این باب به عهده علاقه مندان)

سخن پایانی

در آخر باز هم تاکید می شود سورئالیسم بر روی شانه های فروید و برتون و … استوار است و نه بر مبنای آرای فلاسفه ای چون هگل. نگارنده به دلیل پرهیز از اطناب کلام در باب بسیاری از موارد دیگر فیلم ، صرفا به عنوان پیشنهاد علاقه مندان را به بررسی موارد زیر با دقت بیشتر در رابطه با فیلم enemy دعوت می نماید:

*چشم چرانی پای زنها توسط هر دو شخصیت بازیگر و معلم
*وجود مرد قد بلند در راهرو ، یکی قبل از ورود به مراسم کشتن عنکبوت و دیگری در اواخر فیلم به عنوان مسئول آپارتمان باز در راهرو
*چرایی انتخاب یک زن حامله به عنوان همسر و همچنین ظهور عنکبوت در اتاق زن حامله
*دلیل شغل شخصیت آدام به عنوان معلم تاریخ
*دلیل جمله ی غیر مرسوم مادر به پسر خود:
تو تنها پسر من هستی و من تنها مادر تو
*دلیل خرید عینک دودی توسط شخصیت معلم
*کلید

krn tdgl nalk

در پایان لازم به ذکر مجدد می باشد که تمامی مطالب برداشت شخصی نگارنده به کمک مطالعات متعدد و بررسی نکته های دقیق و به منظور راهگشای در فیلم بوده است.

پ ن : باز هم لازم است به فیلم حیوانات شبگرد اشاره کنم. آنجا تم فیلم خیانت سوزان به ادوارد را داریم و اینجا تم خیانت خود مرد قصه و واکاوی روانشناسی او پس از این اتفاق را … واقا تصادف جالبیست انتخاب این دو فیلم از جانب جیک جیلنهال

استودیو فیلمسازی کاتشو
ساخت فیلم مستند
ساخت فیلم صنعتی

 

از این نویسنده تحلیل فیلم Mother! آرنوفسکی را بخوانید


احسان گلینی

نویسندهاحسان آریا

تریلر و تیزر تبلیغاتی فیلم Enemy 2013

فیلم-دشمن

امیدواریم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه
حتما در قسمت دیدگاه ، نظرات خودتون رو برای ما و مخاطبای ما کامنت کنید 

همچنین می تونید این مطلب رو از طریق سرویس های اشتراک زیر برای دوستان خود ارسال کنید

4/5 - (4 امتیاز)

33 دیدگاه

  • سپاس.
    بررسی فوق العاده ای بود.

  • به به
    عجب تحلیل کامل بجایی بود
    خیلی گشتم تا یه همچین چیز کاملی پیدا کنم در باب فیلم enemy
    دم شما گرم

  • آقای Villeneuve تو مصاحبه ای گفت که “Enemy فیلمیه که بیننده رو به چالش میکشه. خود من بیشتر تحت تاثیر فیلمهایی قرار میگیرم که بهم سرگیجه میدن. فیلمهایی که تو ضمیر ناخودآگاه آدم یه تصویر بجا میذارن و برای درک مفهومش باید کلی کنکاش کنی. اگه برای بار دوم به Enemy نگاه کنی میفهمی که واسه همه چی معنی و جوابی داره. عین یه بازی میمونه؛ بهت مستقیما جواب رو نمیده ولی کلی سوال تو مخت بوجود میاره، عین یه پازل”. در طول فیلم انگار یه فیلتر زرد به روی فیلم قرار داده شده؛ نه یه زرد قشنگ یا طلایی بلکه یه زرد مریض و کهنه تا بیننده رو تو یه حالت معذب و ناراحت نگه داره. Villeneuve میگه که “رنگ دود و مِه رو برای فیلم در نظر گرفتیم تا حس فشار جمعیت بالای شهر رو نشون بدیم. البته چون فیلم تو تابستون ضبط شد و آلودگی هوا زیاد بود دیگه نیازی به استفاده از VFX برای تولید این رنگ نبود و به طور طبیعی که منظره ی آخرالزمانی برامون بوجود اومده بود”.

  • میشه یکی توضیح بده قضیه اون کلیده چی بود من نفهمیدم آخرش

  • کاملترین ،منطقی ترین و در عین حال صحیح ترین تحلیلی بود که من از این فیلم خوندم…نقد شما واقعا لذت مشاهده این فیلمو واسه من چند برابر کرد…ممنونم

    • شما درک درستی از عمق فیلم نداشتی دوست عزیز. فیلم عمیق بود؛ نقص در نگاه شما است.

  • سلام ، نقدتون بسیار بسیار عالی بود و از خوندنش لذت بردم ، همچنین دوستان در کامنت ها هم این نقد زیبا رو تکمیل کردن ، تشکر از سایت خوب و نویسنده خوب این نقد . فیلم دشمنی هم خوراک خوبی برای ذهن های تشنه اینطور سبک ها و فیلم های نمادین و مفهومی هست .

  • سلام دوستان به نظرم اول این فیلم آخر فیلمو نشون میده چون اون کلید برای vip استریپ کلاب بود و در آخر معلم اون کلید رو توی نامه شخصی بازیگر پیدا کرد و هلن ناراحتی خودش رو با اون عنکبوت نشون داد تا نذاره این اتفاق برای معلم هم بیفته چون بازیگر که همسرش بود به اون استریپ کلاب می‌رفت و برای همین بود که هلن براش اهمیتی قائل نبود که بمیره و معلم رو انتخاب کرد ولی معلم هم کلید رو پیدا کرد و اون عنکبوت در واقع وجود نجات دهنده هلن هست
    – ممکنه درست نگفته باشم ولی این چیزیه که خودم فکر میکنم

  • سلام
    نقدتون خیلی خوب بود، فیلمو برام روشن تر کرد،
    فقط یه سوال، اگر شخصیت معلم واقعیه و شخصیت بازیگر ساختگی، چرا وقتی که هلن میره به اون کالج و اونجا آدام رو میبینه یه تعجبِ همراه با ناراحتی تو چهرش به وجود میاد؟
    انگار که فهمیده شوهرش دوباره رفته سراغ شخصیتِ ساختگیش، ولی مگه شغل معلمی شغلِ واقعیِ آدام نیست؟

    یه نکته ی دیگه ای هم که هست، وقتی آدام میره به اون آژانس بازیگری، مسئول اونجا میگه ۶ ماهه که اینجا نیومدی، و هلن هم ۶ ماهه حامله اس، به نظرتون ارتباط بین این دوتا قضیه چیه؟

    • بسيار جالبه. پس از خوندن نقد شما دقيقا سوالاتي که دوستمون فاطمه خانم به فاصله يک روز مطرح کردن ذهنم رو درگير کرد. اميدوارم بتونيد پاسخ بديد..

  • میشه یکی قضیه عنکبوت آخر فیلم رو توضیح بده

    • تا اونجایی که بنده فهمیدم، آدام/آنتونی همسر باردارش و زندگی زناشویی که نیاز به تعهدات خاص خودش رو داره به چشم عنکبوت سیاه ماده میبینه که قراره زندگی خوش قدیمیش رو نابود کنه، به این دلیل که عنکبوت‌های سیاه ماده بعد از جفت‌گیری جنس نر رو می‌خورند و همچنین از نظر به دام انداختن شکار در تار عنکبوت، توی سکانس آخر زمانیکه به همسرش میگه میخوام شب برم بیرون، هلن حس میکنه که آدام دوباره قصد داره چیکار کنه، برای همین شروع به نشون دادن حس ناراحتی، ترس و نفرت از آدام میشه، چون تازه تصمیم گرفته بود ببخشدش. اما از دید آدام، این ناراحتی و حس گرفتاری که هلن به نمایش گذاشته رو به چشم اون عنکبوت سیاه ماده میبینه و با ناامیدی آهی میکشه. درحالیکه مشکل اصلی خود آدام هستش که داره در حق هلن ظلم میکنه، اما با بی‌شرمی تمام طلبکار هستش.

  • چقدر خوب بود این تحلیل
    به نظرم جا داره کاملترم بهش بپردازین
    خاهان زیاد داره تفسیر کامل فیلم enemy

  • اونقد فیلمش باحال بود انگار آدم توش گم شده باشه
    و این تحلیل ها که حرف ندارن
    مرسی

  • بهترین نقدی که از فیلم enemy خوندم برای همین سایت بود
    تشکر میکنم خیلی جامع و کامل پرداختید به فیلم و خیلی چیزا برام روشن شد

  • فیلم Enemy از جمله فیلم های متفاوت قاب سینماست
    واقا دستمریزاد با این مقاله جامع
    حق مطلبو واقا ادا کردین
    استفاده از تصاویر خیلی خیلی خوب و بجا بود
    همین فرمون ادامه بدین
    ممنون از شما و انرژی که میزارین

  • خیلی ممنون از نقدتون واقعا بعد از دیدن فیلم سردرگم بودم

    • فضای عجیب فیلم انمی بی نظیر و نفسگیر هستش
      مخاطب قشنگ تو فضای فلسفی فیلم غرق میشه
      ممنون از تحلیل کامل و عالیتون

  • چه تحلیل جامع و بی نظیری بود من عاشق این فیلمم
    ممنون آقای آریای عزیز
    من چندتا نقد دیگتونم توی سایت خوندم عالین واقا
    امیدوارم همواره سلامت باشید

  • ممنون از نقد و توضیحات خوب و قابل فهمتون ،واقعاذبعد از خوندن چنین نقدی لذتی که آدم از دیدن فیلم میبینه چند برابر میشه

    • ممنون از توجه و محبت شما
      بله واقا مطالعه در کنار فیلم هایی که پتانسیل بالایی از مفاهیم و فلسفه فکری دارند، لذت بخش است و بعضا آدمی رو دچار تحول فکری و رفتاری می کنه

  • جالب اینجاست که از خود تیز تبلیغاتی فیلم و دیدنش متوجه یه اثر متفاوت میشید
    توصیه میکنم تریلر فیلم enemy رو ببینید قبل از تماشا

  • من فکر میکردم فیلم مادر آرنوفسکی خیلی خفنه تا وقتی انمی رو دیدم … چقدر این فیلم تو جزئیاتم دقیقه

    • سپاس از توجهتون
      “مادر!” ساخته آرنوفسکی نیز یکی از فیل هایی هستش که جای بحث زیاد داره و در آینده نزدیک حتما براتون یک مقاله جامع و جذاب از این فیلم ارزشمند در سایت کاتشو رار می دهیم

  • دوستان کسی دلیل انتخاب شغل آدام به عنوان معلم تاریخ رو میدونه
    بدجوری ذهنمو درگیر کرده

  • یکی از بهترین فیلم های ساخته شده بر اساس نظریات روانشناسی فروید
    نمیدونم چرا از فروید و نظریاتش توی اثار سینمایی استفاده نمیکنن. به غیر از این فیلم که خیلی خوب و منحصر به فرد بود من اثر دیگه ای ندیدم که حق مطلبو برای نظریات فروید ادا کنه، خود سریال فروید هم که چرت محض بود

  • محسن اربابی گفت:

    آقا واقا تحلیل جامع و جالبی بود
    دست مریزاد 👏
    *بی نظمی خودش یک نظم کشف نشده ست*

    • ممنون از توجهتون
      خرسندیم که براتون مفید واقع شد

  • سوالاتی که در آخر مطرح کردین واقا چالش بر انگیزن
    به نظرم کلید نماد خود کلید هستش یعنی سر آغاز هر چیز
    اول فیلمم با کلید شروع میشه که وارد اون کلاب میشه
    کلید سرآغاز خیانته…معلم هیچوقت کلیدشو دور نمیندازه

    • سلام دوست عزیز
      فیلم enemy همواره جای بحث بسیار دارد
      طوری که ذره ذره به این تحلیل افزوده می شود
      و اشاره جالبی به مساله کلید داشتید
      معلم کلید زندگی خویش را دست گرفته و خود اجازه ورود را به هر ابژه ای می دهد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

11 − نه =

WeCreativez WhatsApp Support
پاسخگوی آنلاین استودیو کاتشو
سلام چطور می تونم کمکتون کنم؟