معرفی 5 فیلم نوآر برتر سینما

فیلم های نوآر

مواردی که در این مقاله مورد بررسی قرار می دهیم:

  • مقدمه ای بر ساختار فیلم های نوآر
  • ویژگی فیلم نوآر و بررسی ساختار
  • معرفی 5 فیلم نوآر تاریخ سینمای جهان
  • جمع بندی و کلام آخر نویسنده
  • ثبت کامنت و معرفی فیلم های نوآر منتخب شما (انتهای مقاله)
  • ثبت کامنت و مشاهده نظرات سایر مخاطبین (در انتهای مقاله)
خدمات ویدیو تبلیغاتی

مقدمه ای بر سینمای نوآر

می توان یک برگ یا میوه را به تنهایی و به شکل مجزا بررسی کرد و مورد تجزیه و تحلیل قرار داد و نسبت به ساختار و محتوای آن درکی ولو محدود کسب کرد. با این وجود، می توان همان برگ و میوه را در نسبت با کل درخت و زمین و باغبان و جغرافیای آن مورد بررسی قرار دارد و این بار دانشی دقیق تر و کامل تر به دست آورد. در حال اول، زمانی که برای درک و شناخت صرف می کنیم و رنجی که بر ذهن و مغز خود وارد می کنیم به نسبت حالت دوم کمتر است ولی فوری تر ما را به نتیجه ای هرچند ناقص می رساند. حالت دوم سبب خواهد شد که به شناختی برسیم که بتوان روی ان حساب کرد، شناختی که وزن و نور بیشتری برای حرکت رو به جلو به ما می دهد.

فیلم های نوآر معروف

سینمای نوآر

با این اعتبار و منطق، می توان شعبه ها و شاخه های رود تاریخ سینما را مورد تحلیل و تفسیر قرار داد. بدیهی است که ترجیحات گزینشگر و منتقد و مفسر در اینکه کدامیک از دو حالت بالا را انتخاب کند، تاثیر تعیین کننده دارد. در اینجا ترجیح ما این است که شناخت یک شاخه و جز را به کل پیوند بزنیم و آنها را باهم و در کنار هم بفهمیم.  با این مقدمه، وقتی به زمین و جغرافیای سینمای نوآر نگاهی دم دستی می اندازیم جنگ حضوری بارز دارد در رشد فرم و محتوای آنها.جنگ می تواند آنچه را در زیر روان ما -بنا به دلایلی- پنهان و سرکوب شده است، رو کند. خوش بینی و مثبت اندیشی نسبت به دیگری، در میان جنگجویان، معنی خوبی ندارد: آنچه واقعا مهم است، پیروزی است و آمادگی برای دفع خطر  در جهت بقا.

اینکه بقای خود برای حقیقت طلبی می خواهیم یا کسب ثروت و علم و شهرت، بحثی درجه دو است. مهم در فضای جنگ، بقا و پیروزی است و مثبت قلمداد کردن کارهای طرف مقابل، دور از منطق جنگ است. بده بستانی از منافع عینی و ذهنی بین نیروها وجود دارد و حتی بعد از اتمام جنگ ادامه دارد: یعنی در زمان بازسازی و صلح، طرفین دنبال قدرت نمایی و رقابت، به شکلی دیگر هستند. میل به سلطه و برتری همواره در وجود ما- و حتی در زمان عشق ورزی- باقی می ماند. غرض اینکه، تولد و رشد سینمای نوآر و مضامین نوآری با فضای قبل، حین و بعد جنگ جهانی دوم وابسته است. به نظر می رسد که ناف تاریخ فیلم نوآر به جنگ وصل بوده است. ازین رو، منتقدان، روان فیلم نوآر را، «سیاه» می بینند و انگار روشنی در آن آثار نوآر، به کل غایب است.

ویژگی فیلم نوآر

ویژگی فیلم نوآر

می دانیم که در تاریخ سینما، نوآر (نئونوآر) اصطلاحی مناقشه برانگیز است یعنی بین منتقدان و تئوریسین های سینما اتفاق نظر وجود ندارد که نوآر نیز، ژانر و سبکی است در کنار بقیه سبک ها و ژانر های دیگر. با این همه، اصطلاحی رایج در میان اهل سینما است. نوآر، به شکل خلاصه و گذرا، به آثاری اشاره دارد که پر از جنایت، نفرت، بی ثباتی روحی، اغواگری بی حد و مرز زنان، قاب های سیاه و خطوط تیره و نماهای بارانی و رویاگونه است. در یک کلام، رنگ ایده ی کارگردان نوآری، سیاه است و حرکت نماها، القاکننده ی احساسات منفی، راز آلود و گیج کننده است. شخصیت ها انگار در جبری بی رحم، گیر افتاده اند: جبری که «سرگیجه» آور است و تا حدی قابل دلسوزی و بخشش.

مثلا تماشاگر در اینکه با شخصیت فیلم نوآری همذات­پنداری کند، مردد است چون معنی مثبتی ازین همذات پنداری برداشت نمی شود و نوعی بی احترامی و خودتحقیری در آن وجود دارد. با این اوصاف، در اینجا می خواهیم تعداد محدودی از کارگردان های شناخته شده ی سینمای نوآر را، به همراه یکی از آثارشان، معرفی مختصر کنیم.

 

معرفی 5 اثر نوآر در تاریخ سینما

فیلم خیابان اسکارلت Scarlet Street

فیلم نوآر خیابان اسکارلت

فریتز لانگ، این اثر را کارگردانی کرده است و آثاری دیگری با همین درونمایه مثل فیلم «تعقیب بزرگ» ساخته است. خیابان اسکارلت، محصول سال 1945 در آمریکا است. زمان فیلم حدودا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه. بازیگرانی نظیر ادوارد جی رابینسون و جوآن بنت در این اثر لانگ، نقش آفرینی کرده اند.

به زبان خیلی ساده و همه فهم، خلاصه ی داستان فیلم خیابان اسکارلت بدین شکل است: کریس، صندوق دار با سابقه ی یک شرکت است. فردی ظاهرا اهل خیر و خوشی. نقاشی­­ اش بد نیست و هر از گاهی، تصاویری روی تابلوی می کشد که قابل ارزش به نظر می رسد. نقاشی های که به آسانی سر از آنها در نمی آورید مثل ذهن اکسپرسیونیستی خود فریتزلانگ. همکاران شرکت، برای کریس، احترام مخصوصی قائل­ هستند و کریس هم در اجرای قانون، کم نمی گذارد. شخصیتی ظاهرا ساده دارد: ساده در اینجا به معنای همسایه ی حماقت و بازو به بازوی زودباوری و خوش خیالی.

 با این حال اوضاع خانه و خانواده ی او، چندان بر وفق مراد نیست. منظور اینکه همسر کریس یعنی آدل درگیر خودش است و به نظر روی اعصاب کریس راه می رود. در یک کلام و به بیان شاعران، از رنگ آبی و قرمز عشق در خانه ی کریس، خبری نیست. با این وجود و همانطور که در عنوان اثر فریتز لانگ پیداست، صندوق دار شرکت به شکل اتفاقی و هنگام برگشت از سرکار، در خیابانی درگیر ماجرای می­شود با این مضمون: زنی به اسم کینی(جون بنت) توسط نامزد(دوست پسر) خود مورد خشونت و توهین و تحقیر قرار می­گیرد و کریس هم غیرتی می­شود و نمی تواند تحمل کند و بپذیرد ازین رو، وارد معرکه می شود…

نقد و تحلیل کامل این فیلم نوآر را در  صفحه Scarlet Street 1945 بخوانید

 

فیلم سامورایی Le Samourai

فیلم نوآر سامورایی Le Samourai

ظاهرا اثر بخشی از سه گانه ایست از ژان پیر ملویل. ساخته ی سال 1967 است. بسیاری، کارگردان این فیلم را، پدر سینمای نوآر می دانند. کسی که در فیلم «از نفس افتاده» اثر «ژان لوک گدار» هم بازیگری کرده است. علاوه براین، ملویل دین بزرگی روی تاریخ سینمای «موج نو» در جهان دارد. میزانسن ها و نمادپردازی ملویل منحصر به فرد است: «کلا» و بارانی و اسحله و همزمانی وفاداری و خیانت. بازیگرانی چون آلن دلون و فرانسوا پریه و ناتالی دلون در اثر سامورایی حضور دارند. زمان فیلم یک ساعت و چهل پنج دقیقه است. خلاصه داستان به این شکل است که آلن دلون، با خونسردی تمام در ازای پول آدم می کشد…

در کنار این اثر، بقیه ی آثار پیر ملویل همچون ارتش سایه ها، نفس دوباره، دایره ی سرخ و خاموشی دریا، ارزش دیدن دارند و درس های کارگردانی زیادی می توانند به تماشاگر بدهند هم در بحث فرم هم در زمینه­ی محتوا. عده ای از معتقدند سامورایی ملوین گرچه مشخصه های یک فیلم نوآر ( به کار بردن سایه های تیره ، نور پردازی نیمه تاریک فیلم و شخصی که به تنهایی در مقابله با سیستم بر می آید ) را دارد ولی در اصل Le Samouraï  از زمره فیلم های موج نوی فرانسه قرار می گیرد.

فیلم شاهین مالت The Maltese Falcon

فیلم نوآر شاهین مالت

فیلم محصول سال 1941 است. جان هیوستن کارگردان شاهین مالت است. این اثر جایگاه ویژه و منحصر به فردی در تاریخچه سینمای نوآر دارد. جان هیوستن آنرا براساس یک رمان ساخته است. هامفری بوگارت و مری آستور از بازیگران اصلی شاهین مالت اند. مدت زمان فیلم تقریبا یک ساعت و چهل و پنج دقیقه است. موضوع اثر، جنایی-  پلیسی است یا بهتر است بگوییم خودخواهی در برابر دیگر دوستی و حقیقت در برابر دروغ.

در این اثر به مانند فیلم خواب ابدی هاوارد هاکس یک کاراگاه خصوصی در جریان پرونده ای قرار می گیرد که از بخشی از زاویای پرونده، اطلاع ندارد: پرونده و داستانی جعلی. کارآگاه اسپید( بوگارت) مشغول رسیدگی به سرنوشت دزدانی-پیرو سرنوشت یک عتیقه جذاب- حرفه ایست. در این میان، زنی به دفتر کارآگاه اسپید مراجعه می کند و از او می خواهد در پیدا کردن یکی از عزیزانش که تازه گم شده، به او کمک کند. همکار کارآگاه در جریان پیدا کردن فرد گم شده، به سرنوشت بدی دچار می شود.در­ ادامه، کارآگاه ظاهرا ناچار می شود تصمیماتی به نفع بقای جایگاه خود نزد پلیس محل بگیرد. تصمیماتی که خلاف عقل و وجدان به نظر می رسد.

فیلم مرد سوم The Third Man

فیلم نوآر مرد سوم

کارگردان این اثر، کارول رید است. نویسنده فیلم، «گراهام گرین» است. اثر محصول سال 1949 در انگلیس است. «اورسن ولز» کارگردان فیلم «همشهری کین» در کنار جوزف کاتن، در این اثر کارول رید بازیگری می کند. فضای فیلم مرد سوم، در نزدیک جنگ جهانی دوم، داستان پردازی شده است.  یک سفر عادی و دوستانه می تواند پر از خطر و مصیب باشد و یک نویسنده را وادار کند به سادگی و در وضعیتی بغرنج، دست به اسحله ببرد و کاری غیرقابل باور انجام دهد. این نکته که تازه رفت، بخشی از معنی اصلی فیلم مرد سوم بود. ولی به شکل خلاصه، داستان این اثر کارول رید به این شکل است که: نویسنده ای(مارتینز) برای دیدار یکی از دوستان قدیمی اش، به شهر وین سفر می کند. نکته بد ماجرا اینکه، دقیقا در روز آمدنش به وین، دوست او یعنی هری لایم(ولز)، در اثر یک حادثه، کشته می شود.

اینکه چگونه و چرا کشته شده، محل ابهام و سوال است. همین امر باعث می شود وی در وین درگیر پرونده دوست خود شود و سروکارش هم به پلیس بیفتد. مارتیتز بعد از ملاقات با دوست هری یعنی آنا، به نحوی مرگ هری لایم شک می کند و تصاویری غیرقابل باور می بیند… . مارتینز(جوزف کاتن) ذهنیت مثبتی نسبت به دوست قدیمی خود، هری لایم، دارد ولی هرچه بیشتر در رابطه با علت مرگ او تحقیق می کند، ذهنیت اش هم به همان اندازه تغییر می­کند. ظاهرا مرد سومی- همانطور که از عنوان فیلم کارول رید پیداست- در پرونده ی مرگ دوستش وجود دارد اما او چه کسی است و چه رابطه ای با هری لایم دارد ادامه ی درونمایه فیلم را تشکیل می دهد و سبب تعلیق و گره افکنی می شود.

فیلم سانست بلوار Sunset Boulevard

فیلم نوآر سانست بلوار

اثری از بیلی وایلدر. سانست بلوار محصول سال 1950 است. فیلم با استقبال زیاد سینمادوستان و منتقدان در جهان روبرو شد و در زمان خود، موفق به کسب جوایز متعددی شد. بازیگرانی چون ویلیام هولدن، گلوریا سوانسون و اریش فن اشتروم در این فیلم بیلی وایلدر حضور دارند. این فیلم در مورد یک ستاره ی سینما در دوران گذشته است. ازین رو، ما با موضوع سرگذشت سینما به روایت وایلدر همراه می شویم. در واقع، فیلم رد پررنگ از تاریخ سینما را در خود دارد در کنار مضامینی تلخ و ناخوشایندی که در سینما و حین تولید یک اثر می گذرد. مدت زمان فیلم تقریبا دو ساعت است.  میزان فروش فیلم، به نسبت هزینه ای که برای ساخت آن شده، قابل توجه است. داستان فیلم در مورد فیلم نامه نویسی(جو گلیس) است که وضع مالی خوبی ندارد و افرادی در به در دنبال او هستند که طلب شان پس بگیرند.

جو تلاش دارد از طریق مهارت خود در سینما بدهی هایش را پس بدهد ولی شرایط کار سینما، آن گونه که او می خواهد، نیست. روزی در حال فرار از دست طلبکاران به شکلی اتفاقی سر از خانه یک بازیگر مشهور و مطرح هالیوود در می آورد که … . «غرامت مضاعف» و «آپارتمان»، دو اثر دیگر همین کارگردان است که واقعا ارزش دیدن دارد. آپارتمان، یک کمدی سیاه به نظر می آید ولی عشقی که روایت می کند، سرشار از سادگی و خلوص و فضیلت است.

معرفی فیلم نوآر

جمع بندی و کلام آخر

در پایان لازم به گفتن است که جای خالی آثاری مهمی همچون محرمانه لوس آنجلس(1997) بلید رانر(1982) بانویی از شانگهای(1948) زنی در پشت پنجره(1944) ریفیفی(1955) در این معرفی ما، کاملا حس می شود. منطقا خواننده می تواند به این لیست، موارد بیشتری را اضافه کند یا براساس کارگردان های نوآر(نئونوآر) جلو برود و تحقیق جامع تر و کامل تری روی آثار نوآر انجام دهد. گفتنی است که تارانتینو در اسخت بسیاری از آثار خود از سینمای نوآر الهام گرفته است. تاریخ سینما، منبع الهام بزرگی است برای کارگردان های جوان و تازه کار. می تواند از سنت سینما -به مانند تارانتینو- برای ساخت اثری در زمان حال کمک گرفت و فرم و محتوای فاخر تولید کرد.

یعنی شدنی است که که قالب را از گذشته بگیریم ولی محتوای نو در آن بریزیم یا محتوای نو را در فرم گذشته ریخت و ترکیب کرد. ضمن توجه به مقدمه ی نوشتار و مثال برگ و میوه و رابطه اش با درخت و جغرافیا و باغبان: معرفی، فهم و سپس نقد سینمای تارانتینو و سایر آثار نوآر و غیر نوآر، در پرتو دیدن جز در نسبت با کل-حرکت رود تاریخ سینما- جامع تر و دقیق تر به نظر می رسد.

* منبعی که در نوشتن به کمک آمده است :
تاریخ سینما اثر دیوید کوک ترجمه آزادی ور

فرمان رستمی نویسنده نقد فیلم های سینمایی

نویسندهفرمان رستمی


امیدواریم این مطلب براتون مفید واقع شده باشه
حتما در قسمت دیدگاه ، نظرات خودتون رو برای ما و مخاطبای ما کامنت کنید 

همچنین می تونید این مطلب رو از طریق سرویس های اشتراک زیر برای دوستان خود ارسال کنید

5/5 - (1 امتیاز)

2 دیدگاه

  • سوزان هیوارد، در كتاب «مفاهیم کلیدی در مطالعات سینمایی»، درباره ی‌ شکل گیری ژانر سینمایی «نوآر»
    می نویسد: همزمان با حضور زنان در بازار كار، مردان به جبهه‌های جنگ اعزام شده بودند. پس از جنگ، اوضاع برای مردان ناسازگار شد، و غالب آن‌ها با این پرسش‌های بی‌پاسخ مواجه بودن

  • ولز متقلبی بیش نیست و اسم و آثارش توی این لیست اضافیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

18 − 6 =

WeCreativez WhatsApp Support
پاسخگوی آنلاین استودیو کاتشو
سلام چطور می تونم کمکتون کنم؟